ساده شد همه ثانیه ها
درد ها به دست باد
باد به دست من گرفتار
من گرفتار به دست دردها
حلقه ای می شویم و می پیچیم و می گردیم
گرد به پا می شود ز بیداد ما
داد می شویم
حالا می خواهم طوفان شوم
بتازم به سوی دورترین اقیانوس های ناشناخته
تو را
با تمام یادهایت
با تمام خنده هایت
بکوبم بر سر بلندترین موج ها
غرق کنم
غرق شوی
بروی قعر نادیدنی ترین
نادیده شوی مثل گنج های دزدان دریایی
آرام شوم شاید
بازآیم به دنیای آدم های آرام بی خیال
آرام شوم شاید